کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم اثر تینا سیلیگ کتابی مفید برای همۀ افرادی که تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده اند. و یا به دنبال راه اندازی کسب و کار جدید هستند. این کتاب میتواند به شما انگیزه کافی، طرح و راهکارهای مناسبی جهت مسیریابی درست ارائه دهد.
تینا سیلیگ، دورنمایی جذاب برای گذر از دانشگاه و ورود به حیطه شغلی در کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم ارائه میدهد. وی در این کتاب نکاتی دربارۀ چگونگی کشف خلاقیت افراد به منظور دستیابی به اهدافشان مطرح میکند.
تینا سیلیگ در کتابش به ذکر مثالها و تمرینهایی از دنیای واقعی میپردازد تا به این وسیله مسیرهای سنتی را به چالش بکشد. در این بین با در نظر گرفتن مشکلات به عنوان فرصت، پذیرش شکست و کاوش مداوم میتواند. مشوقی برای خوانندگان کتاب در جهت رشد شخصی و حرفهای باشد.
راهنمایی برای طی کردن مسیر شغلی
کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم راهنمایی برای استفاده از آموخته ها در دنیای حرفهای است. که سرشار از توصیههایی خلاقانه در این مسیر است.
سیلیگ همچنین دیدگاهی به خوانندگان ارائه میدهد تا بتوانند مشکلات را به عنوان فرصت ببینند. خرد متعارف خود را به چالش بکشد و شکست را به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری پذیرا باشند.
از استراتژیهای سیلیگ برای پیمودن مسیر شغلی خود استفاده کنید!
1. انتقال از محیط دانشگاه به محیط کاری:
– سیلیگ، استاد دانشگاه استنفورد، دیدگاهی جذاب در مورد انتقال فرد از دانشگاه به دنیای شغلی ارائه میدهد. او از سابقه خود به عنوان یک عصبشناس فعّال در زمینه نوآوری و کارآفرینی استفاده میکند. تا نکاتی را در مورد شکوفایی خلاقیت و دستیابی به اهداف شخصی و حرفهای ارائه دهد.
مطالعۀ این کتاب برای افرادی که قصد شروع حرفه جدیدی دارند و یا قصد تغییر شغل دارند، توصیه میشود.
2. خرد متعارف چالشبرانگیز :
– این کتاب خوانندگان را تشویق میکند تا مسیرهای رایج را به چالش بکشند و قوانین سنتی را زیر سوال ببرند. به این معنی که اگر کسی بخواهد دانسته ها و اطلاعات خود را شناسایی کند. و آنها را به چالش بکشد، باید از انتظارات دیگران رهایی یابد و فراتر از مسیرهای سنتی، کاوش کند.
3. مشکلات به عنوان فرصت:
کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم خوانندگان را ترغیب میکند که به مشکلات به عنوان فرصت نگاه کنند. به عنوان مثال، او سناریویی را ارائه میدهد که در آن تنها با پنج دلار و دو ساعت، افراد میتوانند. راهحلهای خلاقانهای برای کسب درآمد ارائه دهند.
این بخش به تشویق تفکر، خارج از چارچوب سنتی و تفسیر مجدد مسائل به منظور یافتن راهحلهای نوآورانه میپردازد.
4. آغوش شکست:
کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم اهمیت پذیرش شکست را به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری مورد بحث قرار میدهد. و تأکید میکند که ریسک کردن برای رشد و نوآوری امری اجتناب ناپذیر است.
او پیشنهاد میدهد که شکست نباید بهعنوان یک نقص شخصی؛ بلکه بهعنوان پلهای به سوی موفقیّت و یادگیری تلقی شود.
5. اکتشاف و آزمایش:
این کتاب خوانندگان را به آزمایش برای یافتن نقطه تلاقی بین مهارتها، علایق و خواستههای بازار تشویق میکند. در نهایت ذهنیت کاوش و یادگیری مستمر را ترویج میکند که برای رشد شخصی و حرفهای افراد ضروری است.
6. الهام از طریق مثالهای دنیای واقعی:
کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم داستانها، توصیههای الهامبخش و نمونههای دنیای واقعی را با شما به اشتراک میگذارد. تا نکات مورد نظر خود را به خواننده القاء کند.
او همچنین در کلاسهایش تمرین هایی ارائه میدهد تا نشان دهد همیشه چیزهایی وجود دارند که میتوان آنها را بهبود بخشید. به این وسیله وی توانسته ذهنیت بهبودی مستمر و خلاقیّت را تقویت میکند.
7. توانمندسازی و ایجاد انگیزه:
در نهایت، این کتاب به دلیل توانایی آن در الهام بخشیدن و ایجاد انگیزه در خوانندگان. برای تجسم مجدد آینده، مقابله با چالشها و درس گرفتن از موفقیت و شکست مورد توجه قرار گرفته است. این کتاب با ترکیب شوخطبعی، فروتنی و نمونههای دنیای واقعی توانسته است توصیههایی مرتبط و الهامبخش ارائه کند.
به دلیل همین بینشها و تأملات متنوع، کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم را میتوان مجموعهای غنی از توصیهها و مثالهایی دانست. که در جهت توانمندسازی خواننده برای عبور از چالشهای زندگی با خلاقیّت، انعطافپذیری و ذهنی باز نگاشته شده است.
پل زدن بین نظریههای آکادمیک و دنیای واقعی!
تا به حال فکر کردهاید که چگونه به راحتی پس از دانشگاه به دنیای شغلی وارد شوید. یا چگونه خلاقیّت خود را برای رویارویی با چالشهای زندگی باز کنید؟
کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم پاسخی به این پرسشها است.
برخلاف سایر کتابهای خودیاری که توصیههای کلیشهای ارائه میکنند. کتاب سیلیگ، که مبتنی بر تجربیات علمی و حرفهای غنی اوست، راهکارهای منحصربهفرد و کاربردی ارائه میدهد که کاملا قابل اجرا هستند.
کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم فقط یک کتاب نیست؛ بلکه سفری است که خوانندگان را قادر میسازد تا موانع زندگی را به عنوان پلههایی برای موفقیت ببینند. و ذهنیت یادگیری و نوآوری مداوم را در خود تقویت کنند.
کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم برای شماست اگر …
در حال گذر از دانشگاه به عرصه حرفهای هستید و نیاز به راهنمایی دارید.
میخواهید پتانسیل خلاقانه خود را برای مقابله با چالشهای زندگی به صورت خلاقانه به کار بگیرید.
میخواهید ذهنیتی را در خود تقویت کنید که شکستها را به عنوان فرصتی برای یادگیری میبیند.
آماده زیر سوال بردن خرد متعارف و کاوش در مسیرهای جایگزین برای موفقیت هستید.
به دنبال الهام و توصیههای عملی برگرفته از مثالها و تمرینهای دنیای واقعی هستید.
تینا سیلیگ یک مربی، کارآفرین و نویسنده آمریکایی با مدرک دکترا است. در علوم اعصاب از دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد فارغ التحصیل شده است.
او سمت مدیر اجرایی دانش پژوهان نایت هنسی و مدیر بازنشسته برنامه سرمایه گذاری فناوری استانفورد را دارد. فعالیت سیلیگ در موسسه طراحی هاسو پلاتنر استنفورد (d.school) شامل آموزش دورههایی در زمینه خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی است.
او شانزده کتاب نوشته است که محبوبترین آنها «آنچه آرزو میکردم وقتی ۲۰...
دیدگاهها